على محمدى خراسانى

7

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

« الأصل دليل حيث لا دليل » ، ولى اگر دليل معتبرى نيافت و از ظفر به آن نااميد گرديد ، نوبت مىرسد به اصلى از اصول عمليه و هر كدام از آنها كه مجرايش در مسأله مورد نظر وجود داشته باشد جارى مىشود . « 1 » 3 . اشاره‌اى به مدرك اين اصول دارد كه اصل عملى هم اگر مدرك و دليل داشته باشد ، جارى مىشود ، و گرنه حق نداريم از آن استفاده كنيم و مدرك اصول يك سلسله عمومات عقلى و نقلى است . « 2 » 4 . تعداد اصول عمليّه منحصر به چهار اصل معروف ( اصل برائت ، اصل احتياط ، اصل تخيير و اصل استصحاب ) نيست و اصول عمليه ديگرى نيز داريم كه در شبهات حكميه جارى مىشوند ؛ « 3 » از قبيل اصل طهارت كه در شك در طهارت و نجاست چيزى جارى مىشود . « 4 » ولى در علم اصول يك باب جدايى براى آن باز نكرده‌اند . بر خلاف چهار اصل معروف كه هركدام به‌صورت باب و فصلى جدا جدا بحث مىشوند . لذا اهّم اصول عمليه همين چهار اصل است . سرّ بحث نكردن از قاعده طهارت و مانند آن در علم اصول ، يكى از دو امر ذيل است : الف ) قاعده طهارت در موارد شك در طهارت و نجاست به اجماع جارى است و كسى در آن نزاعى ندارد تا نياز به بحث و بررسى داشته باشد ؛ ولى اصول اربعه معروف خيلى جاى بحث و بررسى و نقد و نظر دارد . تنها در خصوص استصحاب يازده قول در رسائل مطرح شده است . « 5 » لذا بايد بحث شوند . و اصل ارزشمند بودن آنها مسلّم شود ، بايد مجراى هركدام منقّح و مقتضاى دليل عقلى و نقلى در هر كدام روشن شود و . . . . ب ) قاعده طهارت مخصوص بعضى از ابواب فقه است كه شك در طهارت و نجاست چيزى

--> ( 1 ) . البته اين شرطها تنها دربارهء شبهات حكميه است كه شك در حكم كلّى الهى است و رفع شبهه بدست شارع است ؛ اما در شبهات موضوعيه و شك در حكم واقعه جزئى خارجى كه منشأش امور خارجى است ، بدون تفحّص نيز مىتوانيم از اصول عمليّه استفاده كنيم . ( 2 ) . مثلًا دليل برائت عقلى قبح عقاب بلا بيان است و دليل احتياط عقلى وجوب دفع عقاب محتمل است ، دليل برائت شرعى حديث رفع و سعه و اطلاق و مانند آن است ، دليل احتياط شرعى اخبار احتياط و توقف و . . . است ، دليل استصحاب اخبار لا تنقض است و . . . . ( 3 ) . البته اين اصول در شبههء موضوعيه نيز جارى مىشوند ، ولى بحث از آن ، اصولى نيست و مربوط به فقه است ، لذا اصولىكارى با آن ندارد . ( 4 ) . مثلًا بول و منى نجس است ، عرقى كه از بدن خارج مىشود يا آب دهن پاك است ؛ ولى آيا وذى ، ودى و مذى پاك است يانجس ؟ يا مثلًا گوشت سگ و خوك نجس است . گوشت گوسفند و گاو و . . . پاك است ؛ ولى آيا گوشت خرگوش و روباه و . . . پاك است يا نجس ؟ اينجاها پس از فحص و يأس ، از اصالة الطهاره استفاده مىكنيم و حكم به طهارت مىنماييم . ( 5 ) . فرائدالاصول ، ص 328 .